فرهنگ آریان‌پور

جوش زننده

#۶۹٬۱۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

fizzy

جوش زننده، جوشنده، کف کننده

۲

bubbly

جوش زننده، پرحباب، شامپانى

۳

boiling

جوشنده، جوش زننده، خشمناک، جوش، غلیان