فرهنگ آریانپور
جوش زدن
#۶۹٬۱۸۴
effervesce
جوش زدن، گازدار کردن (مشروبات و غیره)
break out
شیوع یافتن، تاول زدن، جوش زدن، شیوع
boil
کورک، دمل، جوش، التهاب، هیجان، تحریک، جوشاندن، به جوش آمدن، خشمگین شدن
fret
اذیت، اخم، ترشرویى، تحریک، تهییج، هیجان، بى حوصلگى، جیغ، فریاد، داراى نقشه هاى پیچ در پیچ کردن، جور به جور کردن، گلابتون دوزى کردن، اخم کردن، پوست را بردن، کج خلقى کردن، سائیده شدن، هایهو کردن، جویدن، مجروح کردن، رنگ آمیزى کردن
fume
دود، بخار، بخور، گاز، غضب، بخار دادن، دود دادن، باغضب حرف زدن
stew
تاس کباب، نگرانى، گرمى، داغى، آهسته جوشانیدن، آهسته پختن، دم کردن