فرهنگ آریانپور
جوش دادن
#۶۹٬۱۷۹
shut
(past: shut ; past participle: shut) ـ بستن، بر هم نهادن، جوش دادن، بسته شدن، تعطیل شدن، تعطیل کردن، پایین آوردن، بسته، مسدود
weld
جوش، جوش دادن، جوش خوردن، جوشکارى کردن، پیوستن
solder
لحیم، کفشیر، جوش، وسیله التیام و اتصال، لحیم کردن، جوش دادن، التیام دادن
vulcanize
لاستیک را بوسائل شیمیایى جوش دادن و محکم کردن، جوش برقى زدن، جوش دادن
knit
(past: knitted, knit ; past participle: knitted, knit) ـ بافتن، کشبافى کردن، به هم پیوستن، گره زدن، بستن
transplant
نشا کردن، درجاى دیگرى نشاندن، مهاجرت کردن، کوچ دادن، نشاء زدن، (جراحى) پیوند زدن، عضو پیوند شده، فراکاشتن