فرهنگ آریانپور
جوش خوردن
#۶۹٬۱۷۲
weld
جوش، جوش دادن، جوش خوردن، جوشکارى کردن، پیوستن
knit
(past: knitted, knit ; past participle: knitted, knit) ـ بافتن، کشبافى کردن، به هم پیوستن، گره زدن، بستن
mend
تعمیر کردن، مرمت کردن، درست کردن، رفو کردن، بهبودى یافتن، شفا دادن
close
به دقت
solder
لحیم، کفشیر، جوش، وسیله التیام و اتصال، لحیم کردن، جوش دادن، التیام دادن