فرهنگ آریانپور
جوش
#۶۹٬۱۴۱
pimple
جوش، کورک، عرق گز، جوش درآوردن پزشکی
eruption
جوش، فوران، انفجار
furuncle
جوش، دانه، کورک
effervescence
جوش، گاز (نوشیدنیها)، طراوت و شادى
boil
کورک، دمل، جوش، التهاب، هیجان، تحریک، جوشاندن، به جوش آمدن، خشمگین شدن
gush
ریزش، جریان، فوران، جوش، تراوش، روان شدن، جارى شدن، فواره زدن
rash
تند، عجول، بى پروا، بى احتیاط، محل خارش یا تحریک روى پوست، جوش، دانه
burble
(burbling =) ـ جوش، قل قل، سالک، جوش صورت، صداى قل قل (در حرف زدن)، اشکال، بى نظمى، درهم و بر هم سخن گفتن، مغشوش کردن
simmer
آهسته جوشیدن، به جوش و خروش آمدن، نیم جوش کردن، به جوش آمدن، جوش
solder
لحیم، کفشیر، جوش، وسیله التیام و اتصال، لحیم کردن، جوش دادن، التیام دادن
boiling
جوشنده، جوش زننده، خشمناک، جوش، غلیان
ferment
ترش شدن، مخمرشدن، ور آمدن، (مجازى) برانگیزاندن، تهییج کردن، ماده تخمیر، مایه، جوش، خروش، اضطراب
exanthem
(exanthema =) ـ (پزشکى) جوش، قوه باء، بثورات، جلدى