فرهنگ آریان‌پور

جوش

#۶۹٬۱۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

pimple

جوش، کورک، عرق گز، جوش درآوردن پزشکی‌

۲

eruption

جوش، فوران، انفجار

۳

furuncle

جوش، دانه، کورک

۴

effervescence

جوش، گاز (نوشیدنیها)، طراوت و شادى

۵

boil

کورک، دمل، جوش، التهاب، هیجان، تحریک، جوشاندن، به جوش آمدن، خشمگین شدن

۶

gush

ریزش، جریان، فوران، جوش، تراوش، روان شدن، جارى شدن، فواره زدن

۷

rash

تند، عجول، بى پروا، بى احتیاط، محل خارش یا تحریک روى پوست، جوش، دانه

۸

burble

(burbling =) ـ جوش، قل قل، سالک، جوش صورت، صداى قل قل (در حرف زدن)، اشکال، بى نظمى، درهم و بر هم سخن گفتن، مغشوش کردن

۹

simmer

آهسته جوشیدن، به جوش و خروش آمدن، نیم جوش کردن، به جوش آمدن، جوش

۱۰

solder

لحیم، کفشیر، جوش، وسیله التیام و اتصال، لحیم کردن، جوش دادن، التیام دادن

۱۱

boiling

جوشنده، جوش زننده، خشمناک، جوش، غلیان

۱۲

ferment

ترش شدن، مخمرشدن، ور آمدن، (مجازى) برانگیزاندن، تهییج کردن، ماده تخمیر، مایه، جوش، خروش، اضطراب

۱۳

exanthem

(exanthema =) ـ (پزشکى) جوش، قوه باء، بثورات، جلدى