فرهنگ آریان‌پور

جور - هر -

#۶۸٬۹۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

somehow

بطریقى، به یک نوعى، هر جور هست، هر جور

۲

howsoever

هر جور، بهرتیب، هر قدر، هر چند، بهرحال