فرهنگ آریان‌پور

جور - جمع -

#۶۸٬۹۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

compact

جمع و جور، به هم پیوسته، پیمان، معاهده، متراکم به هم فشردن، به هم متصل کردن، ریز بافتن، فشرده، فشرده کردن

۲

well set

محکم، کیپ، جمع و جور