فرهنگ آریان‌پور

جوجه

#۶۸٬۸۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

chick

جوجه، بچه، نوزاد

۲

fledgling

جوجه تازه پر وبال درآورده، نوچه

۳

bird

پرنده، مرغ، جوجه، مرغان

۴

brood

کلیه جوجه هایى که یکباره سراز تخم در مى اورند، جوجه هاى یک وهله جوجه کشى، جوجه، بچه، توى فکر فرورفتن

۵

squab

خپله، چاق و چله، تپلى، کوسن، نیمکت، جوجه

۶

baby

بچه، کودک، طفل، نوزاد، مانند کودک رفتار کردن، نوازش کردن

۷

biddy

کلفت، متصدى نظافت خانه

۸

nestling

آشیان گرفتن، لانه کردن، آسودن، در آغوش کسى خوابیدن

۹

offspring

زادو ولد، فرزند، اولاد، مبدا، منشا spring chicken