فرهنگ آریان‌پور

جوانی - بهار -

#۶۸٬۸۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

may

امکان داشتن، توانایى داشتن، قادر بودن، ممکن است، مى توان، شاید، انشاء الله، ایکاش، جشن اول ماه مه، (مجازى) بهار جوانى، ریعان شباب، ماه مه

۲

prime

اول، عمده، نخست، زبده، درجه یک، آغاز، بهار جوانى، کمال، بهترین قسمت، نخستین، اولیه، اصلى، برجسته، بار کردن، تفنگ را پر کردن، بتونه کارى کردن، قبلا تعلیم دادن، آماده کردن، مجهز ساختن، تحریک کردن