فرهنگ آریان‌پور

جوانه

#۶۸٬۸۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

bud

جوانه، غنچه، شکوفه، تکمه، شکوفه کردن، جوانه زدن

۲

sprout

جوانه زدن، سبز شدن، جوانه، شاخه

۳

youngling

جوانه (در گیاهان)، جوانک، مبتدى

۴

gemma

(گیاه شناسى) جوانه، دکمه، غنچه، جرثومه، نرم تن یا صدف گرد کوچک خوراکى، الفکه

۵

shoot

(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن

۶

tiller

کشاورز، زارع، کشتکار، اهرم سکان کشتى، جوانه، جوانه زدن

۷

offshoot

شاخه نورسته، جوانه، ترکه، فرع، انشعاب، شعبه، مشتق

۸

seedling

نهال تخمى، جوانه کوچک درخت، جوانه

۹

shooting

(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن

۱۰

chrysalis

(chrysalid =) ـ شفیره حشرات، جوانه، شکوفه، جنین

۱۱

eye

چشم، دیده، بینایى، دهانه، سوراخ سوزن، دکمه یا گره سیب زمینى، مرکز هر چیزى، کارآگاه، نگاه کردن، دیدن، پائیدن

۱۲

node

گره، اشکال، دشوارى، برآمدگى، ورم، غده، منحنى

۱۳

germ

میکرب، جنین، اصل، ریشه، منشاء