فرهنگ آریان‌پور

جوانمرد

#۶۸٬۸۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

manly

مردوار، مردانه، جوانمرد

۲

youth

نوباوگان، جوانى، شباب، شخص جوان، جوانمرد، جوانان

۳

chivalric

(chivalrous =) ـ دلیرانه، جوانمرد، بلند همت

۴

sportsman

ورزشکار، ورزش دوست، ورزشکار جوانمرد

۵

chivalrous

(chivalric =) ـ دلیرانه، جوانمرد، بلند همت

۶

sportsmanlike

مانند ورزشکار، جوانمرد

۷

sport

ورزش، سرگرمى، بازى، شوخى، تفریحى، شکار و ماهیگرى و امثال آن، آلت بازى، بازیچه، سرگرم کردن، نمایش تفریحى، بازى کردن، پوشیدن و به رخ دیگران کشیدن ورزش و تفریح کردن

۸

cavalier

اسب سوار، شوالیه

۹

sporting

تفریح دوست، بازى دوست، درخور ورزش کاران

۱۰

gentleman

آقا، شخص محترم، آدم با تربیت، اصیل

۱۱

masculine

نرین، مذکر، نر، نرینه، مردانه، گشن