فرهنگ آریان‌پور

جوانک

#۶۸٬۸۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

lad

پسر بچه، جوانک

۲

chap

معامله کردن، انتخاب کردن، شکاف دادن، ترکاندن، خشکى زدن پوست، زدن، مشترى، مرد، جوانک، شکاف، ترک، فک

۳

sprig

شاخه کوچک، ترکه، بوته، میخ کوچک بى سر، نوباوه، جوانک، گلدوزى کردن، به شکل شاخ و برگ در آوردن

۴

callan

پسربچه، جوان، جوانک

۵

callant

پسربچه، جوان، جوانک

۶

youngling

جوانه (در گیاهان)، جوانک، مبتدى

۷

youngster

نو باوه، جوانک، پسر بچه، (گیاه شناسى) برگچه

۸

kid

بزغاله، چرم بزغاله، کودک، بچه، کوچولو، دست انداختن، مسخره کردن

۹

boy

پسر بچه، پسر، خانه شاگرد

۱۰

youth

نوباوگان، جوانى، شباب، شخص جوان، جوانمرد، جوانان