فرهنگ آریانپور
جوانک
#۶۸٬۸۲۵
lad
پسر بچه، جوانک
chap
معامله کردن، انتخاب کردن، شکاف دادن، ترکاندن، خشکى زدن پوست، زدن، مشترى، مرد، جوانک، شکاف، ترک، فک
sprig
شاخه کوچک، ترکه، بوته، میخ کوچک بى سر، نوباوه، جوانک، گلدوزى کردن، به شکل شاخ و برگ در آوردن
callan
پسربچه، جوان، جوانک
callant
پسربچه، جوان، جوانک
youngling
جوانه (در گیاهان)، جوانک، مبتدى
youngster
نو باوه، جوانک، پسر بچه، (گیاه شناسى) برگچه
kid
بزغاله، چرم بزغاله، کودک، بچه، کوچولو، دست انداختن، مسخره کردن
boy
پسر بچه، پسر، خانه شاگرد
youth
نوباوگان، جوانى، شباب، شخص جوان، جوانمرد، جوانان