جواز
#۶۸٬۷۴۹
indult
جواز، پروانه، اجازه نامه، امتیاز، فتوا
pass
گذشتن، عبور کردن، رد شدن، سپرى شدن، تصویب کردن، قبول شدن، رخ دادن، قبول کردن، تمام شدن، وفات کردن، پاس، سبقت گرفتن از، خطور کردن، پاس دادن، رایج شدن، اجتناب کردن، گذر، عبور، گذرگاه، راه، گردونه، گدوک، پروانه، جواز، گذرنامه، بلیط، گذراندن، تصویب شدن
paper
کاغذ، روزنامه، مقاله، جواز، پروانه، ورقه، ورق کاغذ، (به صورت جمع) اوراق، روى کاغذ نوشتن، یادداشت کردن، با کاغذ پوشاندن paper ـ (43)
permit
اجازه دادن، مجاز کردن، روا کردن، ندیده گرفتن، پروانه، جواز، اجازه
licence
(license =) ـ اجازه، پروانه، جواز، جواز شغل، اجازه رفتن دادن، پروانه دادن، مرخص کردن
license
(licence =) ـ اجازه، پروانه، جواز، جواز شغل، اجازه رفتن دادن، پروانه دادن، مرخص کردن
immunity
مصونیت، آزادى، بخشودگى، معافیت، جواز
sanction
فرمان، فتواى کلیسایى، سوگند، تصویب، جواز، تائید رسمى، داراى مجوز قانونى دانستن، ضمانت اجرایى معین کردن، ضمانت اجرایى قانون
laissez passer
پروانه عبور، جواز
ticket
بلیط، ورقه، آگهى، برچسب، برچسب زدن به، بلیط منتشر کردن، بلیط دار کردن
certificate
گواهینامه، شهادت نامه، سند رسمى، گواهى صادر کردن
authorization
اجازه، اختیار