فرهنگ آریانپور
جو - صرفه -
#۶۸٬۶۸۲
frugal
صرفه جو، مقتصد، با صرفه، اندک، میانه رو، ساده
sparing
تیردکل، (در ساختمان) تیر آهن یا الوار، مشت بازى کردن، مشاجره کردن، نزاع spar
thrifty
خانه دار، صرفه جو، مقتصد
provident
(providential =) ـ صرفه جو، آینده نگر، مال اندیش، خوشبخت، مشیتى
economical
صرفه جو، خانه دار، باصرفه، مقرون بصرفه، اقتصادى، خانگى
inexpensive
ارزان، کم خرج، معقول، صرفه جو، ساده
parsimonious
صرفه جو
providential
(provident =) ـ صرفه جو، آینده نگر، مال اندیش، خوشبخت، مشیتى
penny wise
صرفه جو، یک قازى