فرهنگ آریان‌پور

جو - صرفه -

#۶۸٬۶۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

frugal

صرفه جو، مقتصد، با صرفه، اندک، میانه رو، ساده

۲

sparing

تیردکل، (در ساختمان) تیر آهن یا الوار، مشت بازى کردن، مشاجره کردن، نزاع spar

۳

thrifty

خانه دار، صرفه جو، مقتصد

۴

provident

(providential =) ـ صرفه جو، آینده نگر، مال اندیش، خوشبخت، مشیتى

۵

economical

صرفه جو، خانه دار، باصرفه، مقرون بصرفه، اقتصادى، خانگى

۶

inexpensive

ارزان، کم خرج، معقول، صرفه جو، ساده

۷

parsimonious

صرفه جو

۸

providential

(provident =) ـ صرفه جو، آینده نگر، مال اندیش، خوشبخت، مشیتى

۹

penny wise

صرفه جو، یک قازى