جو
#۶۸٬۶۶۸
barley
جو، شعیر
aerosphere
جو، اتمسفر، کره ى هوا
brook
جوى، جو، تحمل کردن، زیر بار رفتن
grain
دانه، جو، حبه، حبوبات، دان، تفاله حبوبات، یک گندم (مقیاس وزن) معادل 0.0648 گرم، خرده، ذره، رنگ، رگه، (مجازى) مشرب، خوى، حالت، بازو، شاخه، چنگال، دانه دانه کردن، جوانه زدن، دانه زدن، تراشیدن، پشم کندن، (در سنگ) رگه، طبقه
atmosphere
پناد، کره ى هوا، جو، واحد فشار هوا، فضاى اطراف هر جسمى (مثل فضاى الکتریکى ومغناطیسى)
flapdoodle
مزخرف، مهمل، جو
aura
نشئه و تجلى هر ماده (مثل بوى گل)، رایحه، تشعشع نورانى
tone
صدا، آهنگ، درجه صدا، دانگ، لحن، آهنگ داشتن، باهنگ در آوردن، سفت کردن، نوا
wind
(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس
climate
آب و هوا گیاه شناسی
ambience
نقوش و تزیینات اطراف یک تابلو نقاشى، محیط