فرهنگ آریان‌پور

جهنده‌ از روی چیزی

#۶۸٬۶۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

win

(past: won ; past participle: won) ـ بردن، پیروز شدن، فاتح شدن، غلبه یافتن بر، به دست آوردن، تحصیل کردن، فتح، پیروزى، برد

۲

woo

اظهار عشق کردن با، عشق بازى کردن با، خواستگارى کردن، جلب لطف کردن

۳

vaulting

طاق، گنبد، قپه، سردابه، هلال طاق، غار، مغاره، گنبد یا طاق درست کردن، جست زدن، پریدن، جهش vault