فرهنگ آریان‌پور

جهانگردی

#۶۸٬۵۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

globe trotting

جهانگردى

۲

travel

سفر کردن مسافرت کردن، رهسپار شدن، مسافرت، سفر، حرکت، جنبش، گردش، جهانگردى، درنوردیدن

۳

tourism

گشتگرى، جهانگردى، سیاحت

۴

peregrination

مسافرت دور، جهانگردى، دربدرى

۵

Odyssey

قطعه منظوم رزمى منسوب به هومر شاعر یونانى حاوى شرح مسافرت هاى پر حادثه " ادیسه "