فرهنگ آریان‌پور

جهاز

#۶۸٬۴۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

ship

کشتى، جهاز، کشتى هوایى، هواپیما، با کشتى حمل کردن، فرستادن، سوار کشتى شدن، سفینه، ناو

۲

dowry

جهیز، جهاز، جهیزیه، (معنى مجازى) کابین، مهریه

۳

system

همست، همستاد، روش، طریقه، سلسله، رشته، دستگاه، جهاز، طرز، اسلوب، قاعده رویه، نظم، منظومه، نظام، سیستم system ـ (54)

۴

apparatus

اسباب، آلت، دستگاه، لوازم، ماشین، جهاز

۵

appurtenance

جزء، ضمیمه، دستگاه، اسباب، جهاز، حالت ربط و اتصال، متعلقات

۶

tract

مدت، مرور، کشش، حد، وسعت، اندازه، داستان یانمایشنامه و یا حوادث مسلسل، نشان، اثر، رد بپا، رشته، قطعه، مقاله، رساله، نشریه

۷

dromedary

شتر جماز، آدم احمق