جنگ
#۶۸٬۱۵۴
war
جنگ، حرب، رزم، محاربه، نزاع، جنگ کردن، دشمنى کردن، کشمکش کردن
fight
(past: fought ; past participle: fought) ـ جنگ، نبرد، کارزار، پیکار، زد و خورد، جنگ کردن، نزاع کردن، جنگیدن
scrap
قراضه، اوراق، دور انداختن، تکه، پاره، عکس یا قسمتى از کتاب یا روزنامه که بریده شده، ته مانده، ماشین آلات اوراق، آشغال، جنگ، نزاع، اوراق کردن
varia
اشیا گوناگون، مطالب گوناگون، جنگ (jong)، منتخبات، گلچین
battle
رزم، پیکار، جدال، مبارزه، ستیز، جنگ، نبرد، نزاع، زد و خورد، جنگ کردن
warfare
جنگاورى، ستیز، جنگ، نزاع، زدو خورد، محاربه
analects
گلچین ادبى، قطعات ادبى، منتخبات، جنگ
anthology
گلچین ادبى، منتخبات نظم و نثر، جنگ
belligerence
تجاوز، جنگ، محاربه، کج خلقى
album
جاى عکس، آلبوم
conflict
ستیزه، کشاکش، کشمکش، نبرد، برخورد، ناسازگارى، تضاد، ناسازگار بودن، مبارزه کردن hostilities
potpourri
محفظه عطر، عطر گل، تنوع، مخلوط درهم و بر هم
miscellany
مجموعه اى از مطالب گوناگون، متنوعات