فرهنگ آریان‌پور

جنگ

#۶۸٬۱۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

war

جنگ، حرب، رزم، محاربه، نزاع، جنگ کردن، دشمنى کردن، کشمکش کردن

۲

fight

(past: fought ; past participle: fought) ـ جنگ، نبرد، کارزار، پیکار، زد و خورد، جنگ کردن، نزاع کردن، جنگیدن

۳

scrap

قراضه، اوراق، دور انداختن، تکه، پاره، عکس یا قسمتى از کتاب یا روزنامه که بریده شده، ته مانده، ماشین آلات اوراق، آشغال، جنگ، نزاع، اوراق کردن

۴

varia

اشیا گوناگون، مطالب گوناگون، جنگ (jong)، منتخبات، گلچین

۵

battle

رزم، پیکار، جدال، مبارزه، ستیز، جنگ، نبرد، نزاع، زد و خورد، جنگ کردن

۶

warfare

جنگاورى، ستیز، جنگ، نزاع، زدو خورد، محاربه

۷

analects

گلچین ادبى، قطعات ادبى، منتخبات، جنگ

۸

anthology

گلچین ادبى، منتخبات نظم و نثر، جنگ

۹

belligerence

تجاوز، جنگ، محاربه، کج خلقى

۱۰

album

جاى عکس، آلبوم

۱۱

conflict

ستیزه، کشاکش، کشمکش، نبرد، برخورد، ناسازگارى، تضاد، ناسازگار بودن، مبارزه کردن hostilities

۱۲

potpourri

محفظه عطر، عطر گل، تنوع، مخلوط درهم و بر هم

۱۳

miscellany

مجموعه اى از مطالب گوناگون، متنوعات