فرهنگ آریان‌پور

جنس

#۶۸٬۰۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

sex

جنس (مذکر یا مونث)، تذکیر و تانیث، احساسات جنسى، روابط جنسى، جنسى، سکس، سکسى کردن

۲

genus

جنس، نوع، دسته، طبقه، قسم، جور، سرده genus دستور زبان‌

۳

material

جنس، ماده، مصالح، مادى، جسمانى، مهم، عمده، کلى، جسمى، اساسى، اصولى، مناسب، مقتضى، مربوط، جسم

۴

brand

داغ، داغ و درفش، نشان، انگ، نیمسوز، آتشپاره، جور، جنس، نوع، مارک، علامت، رقم، (مجازى) لکه بدنامى، (در شعر) داغ کردن، داغ زدن، (مجازى) خاطرنشان کردن، لکه دار کردن

۵

breed

(past: bred ; past participle: bred) ـ پروردن، بار آوردن، زائیدن، به دنیا آوردن، تولید کردن، تربیت کردن، فرزند، اولاد، اعقاب، جنس، نوع، گونه

۶

genre

نوع، قسم، جور، طبقه، دسته، راسته، جنس، طرز، طریقه

۷

stamp

مهر (mohr)، نشان، نقش، باسمه، چاپ، تمبر، پست، جنس، نوع، پابزمین کوبیدن، مهر زدن، نشان دار کردن، کلیشه زدن، نقش بستن، منقوش کردن، منگنه کردن، تمبر زدن، تمبر پست الصاق کردن

۸

stuff

چیز، ماده، کالا، جنس، مصالح، پارچه، چرند، پر کردن، تپاندن، چپاندن، انباشتن

۹

gender

(دستور زبان) جنس، تذکیر و تانیث، قسم، نوع

۱۰

mettle

خمیره، فطرت، جنس، گرمى، غیرت، جرات

۱۱

commodity

وسیله مناسب، متاع، کالا، جنس

۱۲

substance

جسم، جوهر، مفاد، استحکام، ماده، شیى، جنس، ماده اصلى، ذات، مفهوم، دوام، مسند

۱۳

kind

مهربان، خوش خلق، دلپذیر، ملایم، لطفاً، از روى مرحمت

۱۴

product

حاصلضرب، فرآورده، محصول، حاصل، بسط دادن، ایجاد کردن product زیست‌ شناسی‌