فرهنگ آریان‌پور

جنجال

#۶۷٬۹۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

dirdum

جنجال، سر و صدا، توبیخ با صداى بلند

۲

jangle

جنجال، قیل و قال، داد و بیداد، غوغا، جنجال کردن، داد و بیداد کردن، غوغا کردن

۳

bobbery

جنجال، سر و صدا

۴

donnybrook

جنجال، فریاد، پر سر و صدا، هیاهو

۵

brawl

داد و بیداد، سر و صدا کردن، نزاع و جدال کردن، جنجال

۶

hubbub

غوغا، هیاهو، جنجال

۷

pother

(apothecary =) ـ سر و صدا، جنجال، هیاهو، آمد و رفت، حالت اضطراب، نگرانى، مضطرب، شدن، آشوبناک کردن

۸

tumult

هنگامه، همهمه، غوغا، شلوغ، جنجال، آشوب، التهاب، اغتشاش کردن، جنجال راه انداختن battle royal pl battles royal

۹

garboil

اغتشاش، آشفتگى، جنجال

۱۰

scuffle

نزاع، غوغا، کشمکش، جنجال، مشاجره، کشمکش کردن، دست به یقه شدن با

۱۱

stramash

انهدام، اضمحلال، خرد کردن، جنجال، سر و صدا

۱۲

brannigan

خوشى، لذت، داد و بیداد، جنجال

۱۳

ruckus

(زبان عامیانه، در گویش) غوغا، آشوب، همهمه، هیاهو todo