فرهنگ آریانپور
جنبی
#۶۷٬۹۷۹
next
بعد، دیگر، آینده، پهلویى، جنبى، مجاور، نزدیک ترین، پس از آن، سپس، جنب، کنار
bypass
گذرگاه، جنبى، کنار گذاشتن، گذرگاه فرعى، سبب انشعاب شدن، از راه فرعى رفتن، تقاطع کردن، گذشتن
lateral
پهلویى، جانبى، افقى، واقع در خط افقى، جنبى، عرضى
laterad
پهلویى، جانبى، افقى، واقع در خط افقى، جنبى
peripheral
پیرامونى، دوره اى، وابسته به محیط، (مجازى) خارجى، ثانوى، جنبى
circumferential
پیرامونى، جنبى
side
طرف، سو، سمت، پهلو، جنب، طرفدارى کردن از، در یکسو قرار دادن، جانب، ضلع، کناره
fringe
حاشیه، سجاف، کناره، حاشیه دار کردن، ریشه گذاشتن به، چتر زلف، چین، لبه
collateral
هم بر، پهلو به پهلو، متوازى، تضمین، (آمریکایى) وثیقه
subsidiary
کمکى، معین، موید، متمم، فرعى، تابع