فرهنگ آریان‌پور

جنبه

#۶۷٬۹۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

leer

جنبه، قیافه، رنگ قیافه، منظر، نگاه کج، نگاه چپ، نگاه دزدکى، از گوشه چشم نگاه کردن، نگاه کج کردن، خالى، تهى، مجوف

۲

phase

مرحله، فاز، منظر، وجهه، صورت، لحاظ، پایه، دوره تحول و تغییر، اهله قمر، جنبه، وضع، مرحله اى کردن

۳

sight

بینایى، دید، نظر، منظره، رویت کردن، بینش، باصره، تماشا، آلت نشانه روى، جلوه، قیافه، جنبه، چشم، قدرت دید، دیدگاه، هدف، دیدن، دید زدن، نشان کردن، بازرسى کردن

۴

aspect

نمود، سیما، منظر، صورت، ظاهر، وضع، جنبه

۵

prospect

معدن کاوى کردن، دور نما، چشم انداز، انتظار، پیش بینى، جنبه، منظره، امید انجام چیزى، اکتشاف کردن، مساحى

۶

self

(sing.self) ـ خودشان، خودمان، خودتان

۷

side

طرف، سو، سمت، پهلو، جنب، طرفدارى کردن از، در یکسو قرار دادن، جانب، ضلع، کناره

۸

angle

گوشه، زاویه، کنج، قلاب ماهى گیرى، با قلاب ماهى گرفتن، (مجازى) دام گستردن، دسیسه کردن، تیزى یا گوشه هر چیزى

۹

drift

توده باد آورده، جسم شناور، برف باد آورده، معنى، مقصود، جریان آهسته، جمع شدن، توده شدن، بى اراده کار کردن، بى مقصد رفتن، دستخوش پیشامد بودن، یخرفت، راندگى

۱۰

facet

صورت کوچک، سطوح کوچک جواهر و سنگ هاى قیمتى، تراش، شکل، منظر، بند، مفصل

۱۱

front

جلو، پیش، صف پیش، نما، طرز برخورد، جلودار، منادى، جبهه جنگ، به طرف جلو، رو کردن به، مواجه شده با، رو به روى هم قرار دادن، مقدمه نوشتن بر، در صف جلو قرار گرفتن

۱۲

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى

۱۳

visage

رخسار، رخ، چهره، رو، صورت، لقا، سیما، منظر، نما

۱۴

feature

خصیصه، سیما، چهره، طرح صورت، ریخت، ترکیب، خصوصیات، نمایان کردن، به طور برجسته نشان دادن

۱۵

dimension

اندازه، بعد، اهمیت، ابعاد

۱۶

complexion

رنگ زدن، رنگ چهره، رنگ، بشره، چرده