فرهنگ آریان‌پور

جمعیت

#۶۷٬۶۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

crowd

جمعیت، ازدحام، شلوغى، اجتماع، گروه، ازدحام کردن، چپیدن، با زور و فشار پر کردن، انبوه مردم

۲

cortege

جمعیت (مانند تشییع کنندگان جنازه)، ملتزمین

۳

army

(علوم نظامى) ارتش، لشگر، سپاه، گروه، دسته، جمعیت، صف

۴

bike

کندوى زنبو عسل، انبوه، جمعیت، مخفف bicycle، دوچرخه

۵

gang

دسته، جمعیت، گروه، دسته جنایتکاران، خرامش، مشى، گام بردارى، رفتن، سفر کردن، دسته جمعى عمل کردن، جمعیت تشکیل دادن

۶

heap

توده، کپه، کومه، پشته، انبوه، گروه، جمعیت، توده کردن، پر کردن واژه هاى شامل

۷

flock

رمه، گله، گروه، جمعیت، دسته پرندگان، به صورت گله و رمه در آمدن، گرد آمدن، جمع شدن، ازدحام کردن

۸

bodle

رشوه، دسته، جمع، جمعیت

۹

group

گروه، گروه بندى کردن، دسته، انجمن، جمعیت، دسته دسته کردن، جمع شدن

۱۰

gaggle

دسته مرغابى، جمعیت

۱۱

company

شرکت، جمعیت، انجمن، شرکت (مخفف آن co مى باشد)، گروه، دسته، هیئت بازیگران، گروهان، همراه کسى رفتن، مصاحبت کردن با

۱۲

habitance

سکونت، سکنى، زندگى، جمعیت، سکنه

۱۳

habitancy

سکونت، سکنى، زندگى، جمعیت، سکنه

۱۴

scrum

(scrummage =) ـ نوعى بازى فوتبال راگبى ارتش‌

۱۵

brigade

تیپ، دسته، تشکیلات