فرهنگ آریانپور
جمع اوری
#۶۷٬۵۹۴
assemblage
جمع آورى، اجتماع، انجمن، عمل سوار کردن (ماشین یا موتور)
collection
جمع آورى، وصول، گرد آورى، گرد آورد، کلکسیون، اجتماع، مجموعه
accumulation
جمع آورى، توده، ذخیره، انباشتگى
muster
(ارتش) لیست اسامى، فراخواندن، احضار کردن، جمع آورى کردن، جمع شدن، جمع آورى، اجتماع، آرایش، صف
cumulation
گرد آورى، جمع آورى، انباشتگى، توده
hoarding
اندوخته، ذخیره، احتکار، ذخیره کردن (بیشتر با up)، احتکار کردن، انباشتن، گنج hoard