فرهنگ آریان‌پور

جمع اوری

#۶۷٬۵۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

assemblage

جمع آورى، اجتماع، انجمن، عمل سوار کردن (ماشین یا موتور)

۲

collection

جمع آورى، وصول، گرد آورى، گرد آورد، کلکسیون، اجتماع، مجموعه

۳

accumulation

جمع آورى، توده، ذخیره، انباشتگى

۴

muster

(ارتش) لیست اسامى، فراخواندن، احضار کردن، جمع آورى کردن، جمع شدن، جمع آورى، اجتماع، آرایش، صف

۵

cumulation

گرد آورى، جمع آورى، انباشتگى، توده

۶

hoarding

اندوخته، ذخیره، احتکار، ذخیره کردن (بیشتر با up)، احتکار کردن، انباشتن، گنج hoard