فرهنگ آریان‌پور

جم‌ خوردن

#۶۷٬۵۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

budge

تکان جزیى خوردن، تکان دادن، جم خوردن

۲

shift

تغییرمکان، نوبت کار، مبدله، تغییردادن، تغییر مکان، انتقال، تغییر جهت، بوش، تناوب، نوبت، تعویض، نوبتى، استعداد، ابتکار، تعبیه، نقشه خائنانه، حقه، توطئه، پخش کردن، تعویض کردن، تغییر مکان دادن، انتقال دادن، تغییر مسیر دادن

۳

bestir

جنباندن، به حرکت در آوردن، تحریک کردن

۴

fidget

بى آرامى، بى قرارى، بخودپیچى، لول خورى، بى قرار بودن، ناراحت بودن

۵

waggle

حرکت کردن، (مثل قرقره) پیچاندن، جنباندن