فرهنگ آریان‌پور

جلوه‌ گر ساز

#۶۷٬۴۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

foil

جاى نگین، تراشه، ته چک، سوش، فلز ورق شده، ورق، سیماب پشت آینه، زرورق، بى اثر کردن، عقیم گذاردن، خنثى کردن، دفع کردن، فلز را ورقه کردن