فرهنگ آریان‌پور

جلوه‌ کردن

#۶۷٬۴۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

shine

(past: shone, shined ; past participle: shone, shined) ـ تابیدن، درخشیدن، نور افشاندن، براق کردن، روشن شدن، روشنى، فروغ، تابش، درخشش

۲

glitter

تابش، تلالوء، درخشندگى، درخشش، براق شدن، برق زدن، درخشیدن