واژههای فارسی←جلوگیری کردن از وقوع چیزیفرهنگ آریانپورجلوگیری کردن از وقوع چیزی#۶۷٬۴۵۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱avertبرگرداندن، گردانیدن، دفع کردن، گذراندن، بیزار کردن، بیگانه کردن، منحرف کردنواژههای نزدیک در الفباجلف و زنندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجلفیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجلفی اراستن - از روی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجلقمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجلق زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجلق زنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر