فرهنگ آریان‌پور

جلوگیری کردن از

#۶۷٬۴۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

restrain

جلوگیرى کردن از، نگهداشتن، مهار کردن

۲

check

مقابله، مقابله کردن، بررسى، بررسى کردن، جلوگیرى کردن از، ممانعت کردن، سرزنش کردن، رسیدگى کردن، تطبیق کردن، نشان گذاردن، چک بانک check ـ (48)

۳

repel

دفع کردن، رد کردن، نپذیرفتن، جلوگیرى کردن از، بیزار کردن، مقابله کردن

۴

bridle

افسار، عنان، قید، دهه کردن، (مجازى) جلوگیرى کردن از، رام کردن، کنترل کردن