فرهنگ آریانپور
جلوگیری کردن
#۶۷٬۴۴۲
rebuff
جلوگیرى کردن، رد کردن، منع، رد، دفع
prevent
جلوگیرى کردن، پیش گیرى کردن، بازداشتن، مانع شدن، ممانعت کردن
pull up
جلوگیرى کردن، جلو افتادن، رسیدن
keep
(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه
arrest
توقیف، توقیف کردن، بازداشتن، جلوگیرى کردن
inhibit
منع کردن، جلوگیرى کردن، باز داشتن و نهى کردن، مانع شدن، از بروز احساسات جلوگیرى کردن
intercept
بریدن، قطع کردن، جدا کردن، حایل شدن، جلو کسى را گرفتن، جلوگیرى کردن، دربین راه بودن
rule out
غیر محتمل شمردن، ممنوع ساختن، جلوگیرى کردن