فرهنگ آریان‌پور

جلوگیری

#۶۷٬۴۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

restraint

جلوگیرى، منع، نگهدارى، خوددارى

۲

countercheck

جلوگیرى، سرزنش و توبیخ متقابل، عقیم کردن، دفع کردن

۳

curb

زنجیر، بازداشت، جلوگیرى، لبه پیاده رو، محدود کردن، داراى دیواره یا حایل کردن، تحت کنترل درآوردن، فرو نشاندن

۴

abatement

کاهش، تخفیف، فروکش، جلوگیرى، غصب

۵

inhibition

منع، جلوگیرى، بازدارى، جلوگیرى از بروز احساسات

۶

prevention

پیش گیرى، ممانعت، پیشگیرى، جلوگیرى

۷

block age

بازدارى، ممانعت، جلوگیرى، انسداد، محاصره

۸

lid

سرپوش، کلاهک، دریچه، پلک چشم، چفت، کلاهک گذاشتن، دریچه گذاشتن، چفت زدن به

۹

impedance

مقاومت ظاهرى، امپدانس، مقاومت صورى برق در برابر جریان متناوب

۱۰

exclusion

دفع، استثناء، اخراج، محروم سازى، ممانعت، محرومیت

۱۱

hindrance

پاگیرى، بازماندگى، اذیت، آزار، مانع، سبب تاخیر holdup

۱۲

preclusion

انسداد، ایجاد مانع

۱۳

prophylaxis

(پزشکى) پزشکى پیشگیرى، پزشکى استحفاظى برق‌

۱۴

discouragement

دلسردى، فتور، یاس