فرهنگ آریان‌پور

جلوگیر

#۶۷٬۴۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

check

مقابله، مقابله کردن، بررسى، بررسى کردن، جلوگیرى کردن از، ممانعت کردن، سرزنش کردن، رسیدگى کردن، تطبیق کردن، نشان گذاردن، چک بانک check ـ (48)

۲

exclusive

منحصراً، انحصارا، چنانکه از دخول دیگران جلوگیرى کند

۳

inhibition

منع، جلوگیرى، بازدارى، جلوگیرى از بروز احساسات inhibitory

۴

bar

میله، شمش، مانع شدن، میل، تیر، نرده حایل، (مجازى) مانع، جاى ویژه زندانى در محکمه، دادگاه، هیئت وکلا، میکده، بار مشروب فروشى، از بین رفتن (ادعا) رد کردن دادخواست، بستن، مسدود کردن، بازداشتن، ممنوع کردن، بجز، به استثناء، بنداب bar blocker

۵

balk

مرز، زمین شخم نشده، (مج) مانع، مایه ى لغزش، طفره رفتن از، امتناع ورزیدن، رد کردن، زیرش زدن

۶

hedge

چپر، خارپشته، پرچین، حصار، راه بند، مانع، پرچین ساختن، خاربست درست کردن، احاطه کردن، طفره زدن، از زیر (چیزى) در رفتن

۷

fence

حصار، دیوار، پرچین، محجر، سپر، شمشیر بازى، خاکریز، پناه دادن، حفظ کردن، نرده کشیدن، شمشیر بازى کردن

۸

athwart

از این سو به آن سو، از طرفى به طرف دیگر، از وسط، (مجازى) برخلاف، بر ضد

۹

obstacle

گیر، مانع، رداع، سد جلو راه، محظور، پاگیر

۱۰

hindrance

پاگیرى، بازماندگى، اذیت، آزار، مانع، سبب تاخیر

۱۱

constraint

قید، محدودیت، اجبار، اضطرار، فشار، گرفتارى، توقیف