فرهنگ آریان‌پور

جلوس‌ کردن

#۶۷٬۴۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

sit

(past: sat ; past participle: sat) ـ نشستن، جلوس کردن، قرار گرفتن

۲

accede

دست یافتن، رسیدن، راه یافتن، نائل شدن، نزدیک شدن، موافقت کردن، رضایت دادن، تن دردادن