فرهنگ آریان‌پور

جلودار

#۶۷٬۴۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

front man

جلودار، منادى، پیشرو

۲

front

جلو، پیش، صف پیش، نما، طرز برخورد، جلودار، منادى، جبهه جنگ، به طرف جلو، رو کردن به، مواجه شده با، رو به روى هم قرار دادن، مقدمه نوشتن بر، در صف جلو قرار گرفتن

۳

herald

جارچى، پیشرو، جلودار، منادى، قاصد، از آمدن یا وقوع چیزى خبر دادن، اعلام کردن، راهنمایى کردن advance man avantgarde

۴

footman

نوکر، فراش، پادو، جلودار، شاطر

۵

forehand

قسمت ممتاز، مزیت، سرعمله، مباشر، سروسینه و دست اسب، جلودار، پیشتاز

۶

forefront

جلو، صف جلو، (علوم نظامى) جلودار، طلایه

۷

harbinger

پیشرو، منادى، جلودار، قاصد

۸

prelude

پیش درآمد، مقدمه، قسمت مقدماتى

۹

vanguard

جلو دار، پیش لشگر، پیشتاز، پیشقرال

۱۰

precursor

پیشرو، منادى، ماده متشکله جسم جدید