فرهنگ آریانپور
جلودار
#۶۷٬۴۱۱
front man
جلودار، منادى، پیشرو
front
جلو، پیش، صف پیش، نما، طرز برخورد، جلودار، منادى، جبهه جنگ، به طرف جلو، رو کردن به، مواجه شده با، رو به روى هم قرار دادن، مقدمه نوشتن بر، در صف جلو قرار گرفتن
herald
جارچى، پیشرو، جلودار، منادى، قاصد، از آمدن یا وقوع چیزى خبر دادن، اعلام کردن، راهنمایى کردن advance man avantgarde
footman
نوکر، فراش، پادو، جلودار، شاطر
forehand
قسمت ممتاز، مزیت، سرعمله، مباشر، سروسینه و دست اسب، جلودار، پیشتاز
forefront
جلو، صف جلو، (علوم نظامى) جلودار، طلایه
harbinger
پیشرو، منادى، جلودار، قاصد
prelude
پیش درآمد، مقدمه، قسمت مقدماتى
vanguard
جلو دار، پیش لشگر، پیشتاز، پیشقرال
precursor
پیشرو، منادى، ماده متشکله جسم جدید