فرهنگ آریان‌پور

جلو کسی‌ ایستادن

#۶۷٬۳۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

confront

رو به رو شدن با، مواجهه دادن

۲

encounter

رویارویى، رویاروى شدن، برخورد، رو به رو شدن، مواجه شدن با، مصادف شدن با، دست به گریبان شدن با، مواجهه، تصادف