فرهنگ آریانپور
جلو زدن
#۶۷٬۳۵۱
outgo
خروج، مخرج، هزینه، عزیمت، جلو زدن
outdo
(past: outdid ; past participle: outdone) ـ بهتر از دیگرى انجام دادن، شکست دادن
outrun
(past: outran ; past participle: outrun) ـ پیش افتادن، در دویدن جلو افتادن، پیشى جستن بر
surpass
پیش افتادن از، بهتر بودن از، تفوق جستن
overtake
(past: overtook ; past participle: overtaken) ـ رسیدن به، سبقت گرفتن بر، رد شدن از
outreach
فرا رسیدن از، توسعه یافتن، توسعه، برترى یافتن
outshine
(past: outshone ; past participle: outshone) ـ بیشتر درخشیدن، تحت الشعاع قرار دادن، پیشى گرفتن از
outstrip
پیش افتادن از، عقب گذاشتن، پیشى جستن از
overhaul
(براى تعمیر) پیاده کردن، پیاده کردن و دوباره سوار کردن، سراسر بازدید کردن، پیاده سوار کردن و بازدید موتور
outdistance
خیلى جلوتر از دیگرى افتادن (در مسابقه)، سبقت گرفتن بر