فرهنگ آریان‌پور

جلو زدن

#۶۷٬۳۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

outgo

خروج، مخرج، هزینه، عزیمت، جلو زدن

۲

outdo

(past: outdid ; past participle: outdone) ـ بهتر از دیگرى انجام دادن، شکست دادن

۳

outrun

(past: outran ; past participle: outrun) ـ پیش افتادن، در دویدن جلو افتادن، پیشى جستن بر

۴

surpass

پیش افتادن از، بهتر بودن از، تفوق جستن

۵

overtake

(past: overtook ; past participle: overtaken) ـ رسیدن به، سبقت گرفتن بر، رد شدن از

۶

outreach

فرا رسیدن از، توسعه یافتن، توسعه، برترى یافتن

۷

outshine

(past: outshone ; past participle: outshone) ـ بیشتر درخشیدن، تحت الشعاع قرار دادن، پیشى گرفتن از

۸

outstrip

پیش افتادن از، عقب گذاشتن، پیشى جستن از

۹

overhaul

(براى تعمیر) پیاده کردن، پیاده کردن و دوباره سوار کردن، سراسر بازدید کردن، پیاده سوار کردن و بازدید موتور

۱۰

outdistance

خیلى جلوتر از دیگرى افتادن (در مسابقه)، سبقت گرفتن بر