فرهنگ آریان‌پور

جلسه

#۶۷٬۲۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

session

جلسه، نشست، مجلس، دوره تحصیلى

۲

meet

(past: met ; past participle: met) ـ ملاقات کردن، مواجه شدن، برخورد کردن، یافتن، معرفى شدن به، تقاطع کردن، پیوستن تقاطع، اشتراک، جلسه، نشست، نشست گاه، درخور، مناسب، دلچسب، شایسته، مقتضى

۳

seance

نشست، جلسه، جلسه احضار ارواح و غیره

۴

meeting

(past: met ; past participle: met) ـ ملاقات کردن، مواجه شدن، برخورد کردن، یافتن، معرفى شدن به، تقاطع کردن، پیوستن تقاطع، اشتراک، جلسه، نشست، نشست گاه، درخور، مناسب، دلچسب، شایسته، مقتضى

۵

sitting

(past: sat ; past participle: sat) ـ نشستن، جلوس کردن، قرار گرفتن sit

۶

assembly

همگذارى، مجمع، اجتماع، انجمن، مجلس، گروه، هیئت قانون گذارى

۷

gathering

گرد آورى کردن، گرد آمدن، جمع شدن، بزرگ شدن، جمع کردن، گرد کردن، نتیجه گرفتن، استباط کردن gather in _

۸

assemblage

جمع آورى، اجتماع، انجمن، عمل سوار کردن (ماشین یا موتور)

۹

consistory

مجلس سناى پاپ و مطران ها، انجمن کاتوزیان

۱۰

convention

عرف، قرار داد، هم آیش، هم آیى، پیمان نامه، انجمن، مجمع، میثاق