جلد
#۶۷٬۱۷۱
holster
جلد چرمى هفت تیر و تپانچه، جلد، در جلد چرمى قرار دادن (تپانچه)
case
مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا
copy
رونوشت، نسخه، نسخه بردارى، جلد، کپیه کردن، رونویسى کردن
skin
پوست، چرم، جلد، پوست کندن، با پوست پوشاندن، لخت کردن واژه هاى شامل
cover
پوشاندن، تامین کردن، پوشش، سرپوش، جلد، جلد کردن، پنهان کردن، طى کردن، رویه، لفاف، پاکت
quick
تند، چابک، فرز، چست، جلد، سریع، زنده
shell
پوست، قشر، صدف حلزون، کاسه یا لاک محافظ جانور (مثل کاسه لاک پشت)، عامل محافظ حفاظ، جلد، پوست فندق و غیره، کالبد، بدنه ساختمان، گلوله توپ، پوکه فشنگ، قشر زمین، سبوس گیرى کردن، پوست کندن از، مغز میوه را درآوردن (از پوست) ـ
jacket
ژاکت، نیمتنه، پوشه، جلد، کتاب، جلد کردن، پوشاندن، درپوشه گذاردن
nimble
چست، جلد، فرز، چابک، چالاک، زرنگ، تردست
sheath
(sheathe =) ـ نیام، غلاف، جلد، پوش، غلافدار کردن، پوشاندن، کند کردن، غلاف کردن
binding
(past: bound ; past participle: bound) ـ بستن، گرفتار و اسیر کردن، مقید و محصور کردن، به هم پیوستن، چسباندن، صحافى کردن و دوختن، الزام آور و غیر قابل فسخ کردن (به وسیله تعهد یا بیعانه)، متعهد و ملزم ساختن، بند، قید، بستگى، علاقه، مقید کردن، جلد کردن bind
sheathe
(sheath =) ـ نیام، غلاف، جلد، پوش، غلافدار کردن، پوشاندن، کند کردن، غلاف کردن
covering
پوشاندن، تامین کردن، پوشش، سرپوش، جلد، جلد کردن، پنهان کردن، طى کردن، رویه، لفاف، پاکت cover
epidermis
(کالبد شکافى) روپوست، پوست برونى، بشره، جلد
integument
پوشش، پوست، جلد، پوشش دار کردن