فرهنگ آریانپور
جلال
#۶۷٬۱۱۹
glory
جلال، افتخار، فخر، شکوه، نور، بالیدن، فخر کردن، شادمانى کردن، درخشیدن
kudos
جلال، تجلیل، ستایش کردن
pomp
شکوه، تجمل، جاه، غرور و تظاهر، پرجلال شدن
honest
راستکار، راد، درست کار، امین، جلال، بى غل و غش، صادق، عفیف
splendour
(splendor =) ـ شکوه و جلال، زرق و برق، فر stateliness
refulgence
درخشندگى، شکوه، جلال، تشعشع، نور افشانى
worthiness
ارزش، جلال، شایستگى augustness
dazzle
خیره کردن، تابش یا روشنى خیره کننده
dignity
بزرگى، جاه، شان، مقام، رتبه، وقار
royalty
حق الامتیاز، حق التالیف، حق الاختراع، اعضاى خانواده سلطنتى، مجلل، از خانواده سلطنتى
grandeur
بزرگى، عظمت، شکوه، شان، ابهت، فرهى
opulence
توانگرى، دولتمندى، وفور، سرشار
magnificence
شکوه، بزرگى، عظمت nobleness