جلا
#۶۷٬۰۹۲
burnish
جلا دادن، پرداخت کردن، صیقل دادن، جلا، صیقل
buff
چرم گاومیش، چرم زرد خوابدار، ضربت، گاو وحشى، زرد نخودى، محکم، از چرم گاومیش، براق کردن، جلا، پوست انسان
Japan
ژاپن، جلا، جلا دادن
gloss
نرمى، صافى، براقى، جلا، جلوه ظاهر، برق انداختن، صیقل دادن، شرح، تفصیل، توضیح، تفسیر، تاویل، سفرنگ، حاشیه، فهرست معانى، تاویل کردن، حاشیه نوشتن بر
satin
اطلس، دبیت، اطلسى، جلا، پرداخت
polish
لهستانى ؛ صیقل، جلا، واکس زنى، پرداخت، آرایش، مبادى آدابى، تهذیب، جلا دادن، صیقل دادن، منزه کردن، واکس زدن، براق کردن
veneer
روکش، چوب مخصوص روکش مبل و غیره، لایه نازک چوب، جلا، روکش زدن به
varnish
لاک الکل، لاک الکل زدن به، جلا زدن به، جلا دادن، لعاب زدن به، داراى ظاهر خوب کردن، صیقلى کردن، جلا، صیقل
vermeil
شنگرف، قرمز، مطلا، جلا، لعل قرمز رنگ (روشن)
radiation
(radiational =) ـ تابش، پرتو افشانى، تشعشع، برق، جلا
shininess
زرق و برق، جلا
radiational
(radiation =) ـ تابش، پرتو افشانى، تشعشع، برق، جلا
glaze
لعاب، لعاب شیشه، مهره، برق، پرداخت، لعابى کردن، لعاب دادن، براق کردن، صیقل کردن، بى نور و بیحالت شدن (در گفتگوى ازچشم)
luster
زرق و برق، درخشندگى، جلوه، درخشش، لوستر، درخشیدن، جلوه داشتن، برق زدن
lacquer
لاک و الکل، رنگ لاکى، لاک و الکل زدن