فرهنگ آریان‌پور

جگر - دوای -

#۶۷٬۰۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

undo

(past: undid ; past participle: undone) ـ واچیدن، بى اثر کردن، خنثى کردن، باطل کردن، خراب کردن، ضایع کردن، بى آبرو کردن، باز کردن

۲

supply

فرآورده، تهیه کردن، رساندن، دادن به، عرضه داشتن، تدارک دیدن، تولید کردن، موجودى، لزوم، آذوقه، منبع، تامین کردن

۳

hepatica

(گیاه شناسى) غافث معمولى (liver wort)، دواى جگر