فرهنگ آریانپور
جگر - دوای -
#۶۷٬۰۶۵
undo
(past: undid ; past participle: undone) ـ واچیدن، بى اثر کردن، خنثى کردن، باطل کردن، خراب کردن، ضایع کردن، بى آبرو کردن، باز کردن
supply
فرآورده، تهیه کردن، رساندن، دادن به، عرضه داشتن، تدارک دیدن، تولید کردن، موجودى، لزوم، آذوقه، منبع، تامین کردن
hepatica
(گیاه شناسى) غافث معمولى (liver wort)، دواى جگر