فرهنگ آریان‌پور

جفت شدن

#۶۷٬۰۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

couple

زوج، جفت، دوتا، زن و شوهر، به هم بستن، پیوستن، جفت شدن، جفت کردن، وصل کردن

۲

lock

قفل، طره گیسو، دسته پشم، چخماق تفنگ، چفت و بست، مانع، سد متحرک، سد بالابر، چشمه پل، محل پرچ یا اتصال دویاچند ورق فلزى، قفل کردن، بغل گرفتن، راکد گذاردن، قفل شدن، به وسیله قفل بسته و محکم شدن، محبوس شدن

۳

mate

لنگه، جفت، همسر، کمک، رفیق، همدم، شاگرد، شاه مات کردن، جفت گیرى یا عمل جنسى کردن

۴

mesh

سوراخ تور پشه بند، سوراخ، چشمه، شبکه، تنیده، بافته به دام انداختن، گیر انداختن، شبکه ساختن، تور ساختن، جور شدن، درهم گیر افتادن (مثل دنده هاى ماشین)، تور مانند یا مشبک کردن

۵

rabbet

کنش کاو، داراى کنش کاو کردن، با کنش کاو به هم پیوستن، جفت کردن نر و مادگى یاکام و زبانه لبه تخته و امثال آن

۶

engage

به کار گماشتن، گرفتن، استخدام کردن، نامزد کردن، متعهد کردن، از پیش سفارش دادن، مجذوب کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرودادن، ضامن کردن، عهد کردن، قول دادن

۷

connect

پیوستن، وصل کردن، مربوط کردن، متصل کردن، بستن