فرهنگ آریان‌پور

جفت

#۶۶٬۹۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

pair

جفت، زوج، زن و شوهر، هر چیز دو جزیى، جفت کردن و شدن، جور کردن و شدن واژه هاى شامل

۲

geminate

جفت، توام، دوتا، دولا، دوقلو، جفت کردن، توام کردن

۳

afterbirth

جفت، مشیمه، جنین

۴

dyad

شماره دو، جفت، اتم یا مولکول یا عنصرى که از دو واحد تشکیل شده است، اثنوى

۵

mate

لنگه، جفت، همسر، کمک، رفیق، همدم، شاگرد، شاه مات کردن، جفت گیرى یا عمل جنسى کردن

۶

cully

آدم گول خور، رفیق، جفت، گول زدن، مغبون کردن

۷

match

تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت

۸

cobber

دوست صمیمى، قرین، جفت

۹

couple

زوج، جفت، دوتا، زن و شوهر، به هم بستن، پیوستن، جفت شدن، جفت کردن، وصل کردن

۱۰

double

دو برابر، دوتا، جفت، دولا، دوسر، المثنى، همزاد دوبرابر کردن، مضاعف کردن، دولا کردن

۱۱

jugate

داراى برگچه هاى زوجى (در مسکوکات و غیره) روى هم افتاده، روى هم قرار گرفته، جفت

۱۲

placenta

(کالبد شکافى) جفت، جفت جنین، مشیمه، وابسته به جفت پس‌ از زایمان‌

۱۳

coupling

زوج، جفت، دوتا، زن و شوهر، به هم بستن، پیوستن، جفت شدن، جفت کردن، وصل کردن

۱۴

brace

ابرو، آکولاد، تحریک احساسات، تجدید و احیاى روحیه، بند شلوار، خط ابرو، با بست محکم کردن، محکم بستن، در مقابل فشار مقاومت کردن، آتل brace کالبد شناسی‌ جانور شناسی‌