فرهنگ آریان‌پور

جعل هویت‌ کردن

#۶۶٬۹۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

impersonate

جعل هویت کردن، خود را به جاى دیگرى جا زدن

۲

pose

(baffle، puzzle، question =) ـ مطرح کردن، گذاردن، قرار دادن، اقامه کردن، ژست گرفتن، وانمود شدن، قیافه گرفتن، وضع، حالت، ژست، قیافه گیرى براى عکسبردارى، سوال پیچ کردن با سئوال گیر انداختن