فرهنگ آریان‌پور

جعبه

#۶۶٬۸۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

box

جعبه، قوطى، صندوق، اطاقک، جاى ویژه، لژ، توگوشى، سیلى، بوکس مشت زدن، بوکس بازى کردن، سیلى زدن، درجعبه محصور کردن، (غالباً با out یا in) احاطه کردن، درقاب یا چهار چوب گذاشتن

۲

cist

جعبه

۳

case

مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا

۴

chest

صندوق، یخدان، جعبه، تابوت، خزانه دارى، قفسه سینه

۵

hutch

قفس، جعبه، صندوق، کلبه، خانه کوچک، نوعى پیمانه قدیمى ذغال سنگ و غیره

۶

console

پیشانه، میز فرمان، دلدارى دادن، تسلى دادن، تسلیت دادن، میز زیر رادیو یا تلویزیون یاارگ و پیانو

۷

canteen

قمقمه، فروشگاه یا رستوران، سربازخانه

۸

package

بسته، عدل بندى، قوطى، بسته بندى کردن

۹

container

ظرف، محتوى