فرهنگ آریان‌پور

جسور

#۶۶٬۷۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

derring do

جسور، با دل و جرات

۲

bold

پیچ، زبانه، بى باک، دلیر، خشن و بى احتیاط، جسور، گستاخ، متهور، با شهامت

۳

flip

(زبان عامیانه) از خود بیخود شدن، تلنگر، ضربت سبک و ناگهانى، تلنگر زدن گستاخ، جسور، پر رو

۴

cocky

از خود راضى، جسور، خودنما

۵

fresh

تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین

۶

hardy

دلیر، جسور، متهور، دلیر نما، پرطاقت، با دوام

۷

daring

یارایى، جسور، متهور، جرات، شهامت، پردلى

۸

defiant

بى اعتناء، بدگمان، جسور، مظنون، مبارز، معاند، مخالف

۹

forward

جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن

۱۰

boldface

(bold faced =) ـ حروف ضخیم، حروف سیاه، باصورت برافروخته از غضب و خشم، گستاخ، جسور، (در چاپ) یک نوع حرف درشت

۱۱

bumptious

خودبین، از خود راضى، جسور

۱۲

adventurer

حادثه جو، ماجرا جو، جسور، بى پروا

۱۳

minx

دختر گستاخ، زن هرزه، زن هر جایى، سگ دست آموز

۱۴

spunky

پرحرارت، با روح، غیور دختر یا زن‌ جوان‌

۱۵

assured

مطمئنا