فرهنگ آریان‌پور

جسم کردن - دارای -

#۶۶٬۶۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

body

جسد، تنه، تن، بدن، لاشه، جسم، بدنه، اتاق ماشین، جرم سماوى، داراى جسم کردن، ضخیم کردن، غلیظ کردن