واژههای فارسی←جسم حل شدهفرهنگ آریانپورجسم حل شده#۶۶٬۶۶۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱solute(معنى مجازى) شل، صحافى نشده، به هم نپیوسته، جسم حل شده، موجود در محلولواژههای نزدیک در الفباجسم اویختهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجسم ایزوتوپمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجسم بسیطمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجسم بسیط - وابسته به-مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجسم بسیط (2)مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجسم بی حرکتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر