فرهنگ آریان‌پور

جسم چیزی فرو کردن - در -

#۶۶٬۶۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

ingraft

رنگ زدن، رنگ ثابت زدن، (مجازى) اسقاء کردن، اشباع کردن، در جسم چیزى فرو کردن، در ذهن جانشین کردن